عبد الرحمن جامي

مقدمة 59

الدرة الفاخرة في تحقيق مذهب الصوفية والمتكلمين والحكماء المتقدمين

منافاة با قدم اثر ندارد . تذكره : بايد دانست صفات كمال إلهي از قبيل اراده وعلم وقدرت وغيره را دو اعتبار است : يكى اعتبار انتساب آنها بحق تعالى از لحاظ وحدت صرفه حق جل وعلا كه از اين نظر أزلي وابدى وكامل وبدون شائبه نقص هستند . دوم اعتبار انتساب وتجلى آنها در ذوات وماهيات مجالي ومظاهر است كه بدين اعتبار از جهت نقص قابل ومجلى نقصان مىيابد . البتة ذات متجلّى برى از نقصان است . آنگاه مؤلف دربارهء كلام خداوند واينكه به اتفاق أنبياء ( ع ) خداوند متكلم است به بحث پرداخته ومىگويد : در مورد اين صفت دو قياس متعارض ذكر شده است : اوّل اينكه كلام خدا صفت اوست وتمام صفات خداوند قديم هستند . نتيجة : كلام خدا قديم است . دوم اينكه : كلام خدا مركب از اجزائى است كه در وجود مترتب بر يكديگر هستند وهر آنچه چنين باشد حادث است پس كلام خدا حادث است . ومسلمانان در اين مسأله به چهار دسته شده‌اند : دو گروه بصحت قياس نخست قائلند . ودو گروه ديگر قياس دوم را صحيح مىدانند . دو گروه نخست يك دسته صغراى قياس دوم را مخدوش مىدانند ودسته ديگر كبراى آن قياس را ناصحيح مىخوانند . ودو گروه دوم نيز بهمين صورت يك دسته صغراى قياس اوّل را مخدوش ودسته ديگر كبراى آن را ناصحيح مىدانند . آنان كه صحت قياس نخست را قبول دارند صغراى قياس دوم را نادرست مىشمارند ومىگويند : كلام حق از جنس أصوات وحروف نيست بلكه صفتي است أزلي كه به ذات حق قائم است . وسپس در شرح اين مجمل گويد : كه سه چيز در اين مورد هست معاني وعبارات دال بر آنها وصفتي كه به وسيله آن به توان معاني را بقالب عبارات در آورد . ترديد نيست كه صفت مزبور در حق تعالى قديم است وآن دو امر ديگر از باب اينكه معلوم حق هستند قديم مىباشند . ولى اين اختصاص به كلام ندارد بلكه تمام أمور از جهت معلوم بودن آنها براي حق تعالى قديم هستند . وآنگاه بشرح كلام نفسي پرداخته واعتراضاتى بر آن وارد مىسازد . سپس بشرح عقيدة صوفيه مىپردازد وآن را تأييد مىنمايد بدين تقريب كه كلام خدا كه يكى از صفات وى است با كلام خلق متفاوت است . زيرا كلام خلق باعث